<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم درمانگاهی دامپزشکی ایران</title>
    <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/</link>
    <description>علوم درمانگاهی دامپزشکی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر مکمل هیدروکسی کلرید روی بر فراسنجه‌های فشار خون ریوی، ذخیره‌ی عنصر روی و استحکام استخوان در جوجه‌های گوشتی در شرایط پرورش ارتفاع بالا</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116673.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، ارزیابی تأثیر سطوح مختلف هیدروکسی کلرید روی (HCZ) بر فراسنجه های مرتبط با فشار خون ریوی، ذخیره عنصر روی و استحکام استخوان درشت نی جوجه‌های گوشتی در شرایط محیطی با ارتفاع بالا از سطح دریا (2100 متر) بوده است. در این پژوهش از 200 قطعه جوجه خروس سویه راس 308 از سن 23 تا 42 روزگی برای اجرای یک طرح کاملاً تصادفی در قالب 4 تیمار و 5 تکراراستفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل ﺟﻴﺮﻩ ﭘﺎﻳﻪ و 25، 50 و 75 میلی‌گرم HCZ در هر کیلوگرم خوراک پایه بود که به جیره شاهد ﺍفزوده شد. مصرف HCZ باعث کاهش نسبت RV به TV ، افزایش غلظت نیتریک اکساید، کاهش هماتوکریت و نسبت هتروفیل به لنفوسیت گردید (05/0P&amp;amp;lt;). همچنانکه افزایش ذخیره‌ی عنصر روی در ماهیچه سینه، کبد و استخوان درشت نی مشاهده گردید (05/0P&amp;amp;lt;)، افزایش ضربه شکست استخوان بیانگر افزایش استحکام استخوان درشت نی بود (05/0P&amp;amp;lt;). به‌طورکلی نتایج نشان‌داد مصرف 75 میلی‌گرم HCZ باعث بهبود پاسخ‌های فیزیولوژیک و ایمنی، افزایش ذخیره عنصر روی در بافت استخوان، سینه و کبد، بهبود فراسنجه‌های مربوط به رشد و استحکام استخوان درشت نی و عملکرد قلبی ریوی جوجه‌های گوشتی تحت شرایط هیپوکسی گردید. بنابراین سطح 75 میلی‌گرم HCZ جهت مصرف در سطح مزارع پرورشی قابل توصیه می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مصرف همزمان پروبیوتیک ویسلا کانفوسا و رنگدانه آستاگزانتین بر برخی شاخص‌های ایمنی ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss)</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116674.html</link>
      <description>آبزی‌پروری به‌عنوان بخشی کلیدی از تولید غذایی جهانی نیازمند راهبردهایی برای کاهش تلفات ناشی از بیماری و تقویت سلامت ماهیان پرورشی است. مکمل‌های تغذیه‌ای مانند پروبیوتیک‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها به‌عنوان ابزارهای امیدوارکننده برای بهبود ایمنی و سلامت ماهیان مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این مطالعه، اثر مصرف همزمان پروبیوتیک ویسلا کانفوسا (Weissella confusa) و رنگدانه آنتی‌اکسیدانی آستاگزانتین بر بیان ژن‌های ایمنی در قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss) بررسی شد. برای این منظور ۲۴۰ قطعه ماهی به 4 گروه (شاهد، پروبیوتیک، آستاگزانتین و ترکیبی؛ هر تیمار در ۳ تکرار و هر تکرار ۲۰ قطعه) تقسیم و به ‌مدت ۲۸ روز تغذیه شدند. بیان ژن‌های اینترفرون گاما، اینترلوکین 6، اینترلوکین 10، اینترلوکین 12، اینترلوکین 17 و فاکتور نکروز توموری آلفا در کلیه قدامی و طحال، در روزهای ۱۴ و ۲۸ مطالعه، با qPCR اندازه‌گیری شد. بیان ژن‌های اینترلوکین 10، اینترلوکین 12، اینترلوکین 17و TNF-&amp;amp;alpha;، در تیمار ترکیبی نسبت به سایر گروه‌ها، به‌طور معنی‌داری (05/0P&amp;amp;lt;) بیشتر بود. در گروه ترکیبی، بیان اینترفرون گاما نیز به‌طور معنی‌داری (05/0P&amp;amp;lt;) در روز 14 افزایش ولی در روز ۲۸ کاهش یافت. بیان اینترلوکین 6 در روز ۲۸ به‌طور معنی‌داری (05/0P&amp;amp;lt;) در گروه‌های پروبیوتیک و ترکیبی بالاتر از گروه شاهد بود. الگوی زمانی بیان سیتوکین‌ها بیانگر تنظیم دینامیک و اثرات هم‌افزایی پروبیوتیک و آستاگزانتین بود.به نظر می‌رسد که تجویز همزمان ویسلا کانفوسا و آستاگزانتین منجر به تقویت شاخص‌های مولکولی ایمنی در قزل‌آلای رنگین‌کمان شده و می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد تغذیه‌ای مؤثر برای بهبود سلامت و مقاومت به بیماری در تولیدات آبزی‌پروری پیشنهاد گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص Candida albicans ،Streptococcus dysgalactiae و Cryptococcus neoformans با استفاده از PCR در شیر گاوهای مبتلا به ورم پستان</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116666.html</link>
      <description>ورم پستان یک بیماری شایع و خسارت‌بار در گاوهای شیری است. گونه‌های استرپتوکوک، به ویژه Streptococcus dysgalactiae (S. dysgalactiae)، از علل اصلی باکتریایی این بیماری هستند. ورم پستان قارچی نیز می‌تواند به ویژه در محیط‌ها یا سیستم‌های شیردوشی غیربهداشتی رخ دهد. گونه‌های Candida شایع‌ترین قارچ‌های جدا شده در موارد ورم پستان گاو هستند. علاوه بر این، گونه‌های Cryptococcus نیز به عنوان عوامل ایجاد کننده ورم پستان در گاو شناخته شده‌اند. در این مطالعه، از PCR برای ارزیابی فراوانی سه پاتوژن ایجاد کننده ورم پستان در گاو شامل S. dysgalactiae، Candida albicans (C. albicans) وCryptococcus neoformans (C. neoformans) در موارد بالینی و تحت بالینی ورم پستان استفاده شد. در مجموع ۱۰۰ نمونه شیر از گاوهایی که مبتلا به ورم پستان بالینی و تحت بالینی تشخیص داده شدند، جمع‌آوری شد. نمونه‌ها سانتریفیوژ شدند و رسوب حاصل برای استخراج DNA مورد استفاده قرار گرفت. سپس PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام شد. از مجموع ۱۰۰ نمونه شیر، ۳ نمونه (۳٪)، ۴ نمونه (۴٪) و ۱ نمونه (۱٪) به ترتیب با استفاده از روش PCR از نظر وجود اسید نوکلئیک S. dysgalactiae، C. albicans و C. neoformans مثبت بودند. موارد مثبت S. dysgalactiae همگی مربوط به ورم پستان‌های تحت بالینی و موارد مثبت C. albicans و C. neoformans همگی مربوط به ورم پستان‌های بالینی بودند. با توجه به مقاومت ورم پستان قارچی در برابر درمان‌های مرسوم و خطرات قابل توجه آن برای صنعت لبنیات، نتایج این تحقیق به تعیین فراوانی عفونت و در نتیجه به‌کار گیری پروتکل‌های مدیریتی هدفمند کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عصاره پوست انار بر سمیت مغزی ناشی از کادمیم در ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio)؛ ارزیابی هیستوپاتولوژیک</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116671.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثرات حفاظتی عصاره پوست انار بر بافت مغز در مسمومیت تجربی با کادمیم در ماهی کپور انجام شد. 150 ماهی کپور معمولی در سه تکرار به صورت تصادفی در 5 گروه تقسیم شده و به مدت چهار هفته مورد‌بررسی قرار گرفتند. گروه شاهد بدون کادمیم، گروه کادمیم میزان 0/5 میلی‌گرم بر لیتر کادمیم کلرید؛ گروه کادمیم+عصاره1%، علاوه بر 0/5 میلی‌گرم بر لیتر کادمیم کلرید در آب، مقدار 0/35 گرم عصاره پوست انار (1 درصد وزن غذا)؛ گروه کادمیم+عصاره2%، علاوه بر کادمیم، 0/7 گرم عصاره پوست انار (2 درصد وزن غذا)؛ و گروه کادمیم+عصاره4% نیز علاوه بر کادمیم، 1/4 گرم عصاره پوست انار (4 درصد وزن غذا) را در چهار وعده غذایی به‌طور مساوی دریافت کردند. پس از اتمام دوره تیمار به مدت چهار هفته، از هر گروه 6 ماهی به‌طور تصادفی انتخاب شده و نمونه‌های بافتی از مغز آن‌ها گرفته، در فرمالین 10 درصد بافر خنثی پایدار شده، و با هماتوکسیلین-ائوزین رنگ شدند. تغییرات هیستوپاتولوژیکی مشاهده شده در بافت مغز گروه کادمیم شامل پرخونی، خونریزی، دژنراسیون و نکروز نورون‌ها، ادم و حالت واکوئولاسیون، و گلیوز بودند. در مقادیر مختلف عصاره پوست انار به‌ویژه 2 و 4 درصد کاهش تغییرات مشاهده شد ولی تنها در گروه کادمیم+عصاره4% نسبت به گروه کادمیم معنی‌دار بود (0/05&amp;amp;gt;p). به‌طورکلی می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که عصاره 4 درصد پوست انار اثرات محافظتی قابل‌توجهی بر بافت مغز در مسمومیت تجربی با کادمیم در ماهی کپور دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محافظتی آلفالیپوئیک اسید بر الگوی بیان ژن‌های دخیل در آپوپتوز سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی موشی در فرایند انجماد</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116667.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه بررسی اثر محافظتی آلفا لیپوئیک اسید (ALA) بر آسیب ناشی از انجماد-ذوب سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) موش نابالغ از طریق ارزیابی بیان ژن‌های دخیل در آپوپتوز بود. سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی از بیضه موش‌های ۴-۸ روزه نژاد C57 جدا شده و پس از تأیید هویت با روش‌های ایمونوسیتوشیمی (نشانگر PLZF) و سنجش فعالیت آلکالین فسفاتاز، به مدت سه هفته کشت داده شدند. سپس سلول‌ها در چهار گروه انجمادی شامل کنترل (بدون آنتی‌اکسیدان) و سه دوز 2/0، 1 و 5 میکرومولار آلفالیپوئیک اسید منجمد شدند. پس از ذوب، بیان ژن‌های Bax، Bcl2، Casp3 و Casp9 با روش Real-time PCR بررسی گردید. نتایج نشان داد که غلظت 1 میکرومولار ALA به‌طور معنی‌داری بیان ژن پروآپوپتوتیک Bax و نیز ژن‌های Casp3 و Casp9 را کاهش و بیان ژن ضد آپوپتوتیک BCL2 را افزایش می‌دهد (05/0&amp;amp;gt;P). غلظت 2/0 میکرومولار نیز کاهش معنی‌داری در بیان Bax و Casp3 ایجاد کرد. بالاترین دوز (5 میکرومولار) اثر معنی‌داری نداشت. میتوان نتیجه گرفت که آلفا لیپوئیک اسید، به ویژه در غلظت 1 میکرومولار، با تعدیل بیان ژن‌های کلیدی آپوپتوز می‌تواند از سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی موش در برابر آسیب ناشی از فرآیند انجماد-ذوب محافظت کند و به عنوان یک افزودنی مؤثر در محیط انجماد این سلول‌ها پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر متقابل زمان و غلظت مواد محافظت‌کننده سرما بر انجماد شیشه‌ای تخمک‌های نابالغ گاوی با روش کرایوتاپ</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116670.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف ارزیابی برهم‌کنش زمان و غلظت مواد محافظت‌کننده سرما (CPA) در انجماد شیشه‌ای تخمک‌های نابالغ گاوی انجام شد. در این پژوهش، ۲۱۲ مجموعه تخمک-سلول کومولوس (COC) نابالغ با کیفیت مطلوب در قالب پنج پروتکل متفاوت انجماد شیشه‌ای با روش کرایوتاپ مورد بررسی قرار گرفتند. متغیرهای مستقل شامل غلظت‌های مختلف اتیلن گلیکول (EG) و دی‌متیل سولفوکساید (DMSO) در محیط‌های تعادل (EM) و انجماد (VM) به همراه زمان‌های مواجهه متفاوت (۳۰ ثانیه تا ۳ دقیقه) بود. نتایج ارزیابی مورفولوژیک نشان داد که پروتکل اول (۱ دقیقه EM با ۱۰درصد EG/DMSO و ۳۰ ثانیه VM با 2۰درصد EG/DMSO ) بیشترین درصد تخمک‌های سالم (24/4 &amp;amp;plusmn; 34/83) را به همراه داشت، اما هیچ‌یک از تخمک‌ها در درجهC (تخمک زنده و کمتر از نیمی از سلول های کومولوس مرده) قرار نگرفتند. در مقابل، پروتکل چهارم (۲ دقیقه EM با ۱۰درصد EG/DMSO و 45 ثانیه VM با 2۰درصد EG/DMSO) بالاترین درصد درجهC (07/0 &amp;amp;plusmn; 18/44) را نشان داد. تحلیل رگرسیون لجستیک نیز تأیید کرد که زمان ۳۰ ثانیه در VM شانس قرارگیری در درجهB (تخمک زنده ولی بیش از نیمی از سلول های کومولوس مرده) را افزایش می‌دهد (001/0P&amp;amp;lt;)، در حالی که افزایش زمان EM به ۲ دقیقه شانس قرارگیری در درجهC را کاهش می‌دهد (001/0P&amp;amp;lt;). نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که موفقیت در انجماد شیشه‌ای تخمک‌های نابالغ گاوی وابسته به تعادل بهینه بین غلظت و زمان مواجهه با ضدیخ هاست و پروتکل چهارم به‌عنوان روش بهینه برای حفظ هم‌زمان مورفولوژی و کیفیت زنده‌مانی معرفی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آنتی‌ژن ویروس عامل بیماری IPN بارگذاری شده در ذرات کیتوزان و در ماتریس آلژینات بر بیان ژن های 12-IL، IL-17و ترکیب گلبول های سفید خون در ماهی قزل‌آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116675.html</link>
      <description>بیماری نکروز عفونی پانکراس (Infectious pancreatic necrosis) یکی از چالش‌های اصلی صنعت آبزی‌پروری، به‌ویژه در پرورش ماهی قزل‌آلا است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر واکسن غیرفعال خوراکی حاوی آنتی‌ژن ویروس IPN بارگذاری‌شده در نانوذرات کیتوزان و ماتریس آلژینات بر بیان ژن‌هایIL-12، IL-17 و ترکیب گلبول‌های سفید در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss) انجام شد. تعداد ۵۴۰ قطعه ماهی با میانگین وزن 5/0&amp;amp;plusmn; 3 گرم به شش گروه شامل کنترل، کنترل مثبت (نانوذرات بدون آنتی‌ژن) و چهار گروه دریافت‌کننده آنتی‌ژن آزاد (06/0 یا 12/0 سی‌سی به ازای هر ماهی) و نانوذرات حاوی آنتی‌ژن (06/0 یا 12/0سی‌سی) تقسیم شدند. واکسیناسیون خوراکی در روزهای صفر و ۱۵ انجام و نمونه‌برداری در روز ۳۰ صورت گرفت. نتایج نشان داد که دریافت آنتی‌ژن، به‌ویژه در دوز بالاتر و همراه با نانوذرات، باعث افزایش معنی‌دار درصد لنفوسیت‌ها و کاهش معنی‌دار درصد نوتروفیل‌ها شد (05/0P&amp;amp;lt;). بیان ژن IL-12 در گروه‌های دریافت‌کننده آنتی‌ژن، به‌خصوص در دوز 12/0 سی‌سی و گروه نانوذرات حاوی آنتی‌ژن با دوز 12/0 سی‌سی، افزایش معنی‌داری یافت(05/0P&amp;amp;lt;)، در حالی که بیان IL-17 تغییر معنی‌داری نشان نداد. نتیجه‌گیری می‌شود که بارگذاری آنتی‌ژن IPNV در نانوذرات کیتوزان-آلژینات به‌عنوان یک سامانه رهش کنترل‌شده، می‌تواند پاسخ‌های ایمنی تطبیقی از نوع Th1 را از طریق افزایش IL-12 تقویت کرده و ترکیب گلبول‌های سفید را به سمت ایمنی اختصاصی‌تر سوق دهد. با این حال، سنجش تیتر آنتی‌بادی و آزمون چالش برای نتیجه‌گیری قطعی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پرولاپس پرینه‌آل مثانه‌ در سگ؛ مروری بر روش‌های تشخیص و درمان</title>
      <link>https://ijvcs.sku.ac.ir/article_116672.html</link>
      <description>پرولاپس پرینه‌آل مثانه‌، یک عارضه تهدیدکننده حیات در سگ‌های مبتلا به فتق پرینه‌آل است که عمدتاً سگ‌های نر عقیم‌نشده و نژادهای کوچک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تشخیص و درمان دیرهنگام می‌تواند منجر به انسداد ادراری و عوارض عمومی شود. گزارش حاضر، یک قلاده سگ نر ۹ ساله تریر با وزن 200/6 کیلوگرم، عقیم‌نشده، مبتلا به تورم دردناک دوطرفه ناحیه پرینه و احتباس ادراری را توصیف می‌کند. ارزیابی‌های رادیوگرافی ساده و سیستوگرافی، آزمایشات خون‌شناسی و بیوشیمیایی انجام شد. افزایش کراتینین (mg/dl 5/3)، نیتروژن اوره خون (mg/dl 47) و لکوسیتوز (cells/&amp;amp;mu;L 21000) همراه با تاکی‌کاردی، تاکی‌پنه و هیپرترمی مشاهده شد. رادیوگرافی وجود یک فتق پرینه‌آل بزرگ همراه با بیرون‌زدگی خلفی مثانه را تأیید کرد. بیمار تحت مداخله جراحی اورژانسی شامل بازگرداندن مثانه و سیستوپکسی هم‌زمان برای جلوگیری از عود قرار گرفت. ملاحظات تشخیصی کلیدی برای این عارضه شامل شناسایی علائم بالینی (مانند توده پرینه‌ای)، معاینه فیزیکی کامل و تصویربرداری تشخیصی است. کاهش فشار مثانه به صورت فوری تحت آرام‌بخشی یا بی‌هوشی با سوندگذاری ادراری و مایع‌درمانی برای اصلاح عدم تعادل الکترولیتی، امری حیاتی است. چالش‌های بی‌هوشی در این بیماران شامل بی‌ثباتی همودینامیک ناشی از هیپرکالمی، افت فشار خون ناشی از داروهای بی‌هوشی، هیپوترمی، مدیریت درد و خطر پنومونی آسپیراسیون است. مداخلات جراحی شامل سیستوپکسی، ترمیم فتق و عقیم‌سازی برای به حداقل رساندن خطر عود است. مراقبت‌های پس از جراحی نیازمند پایش عملکرد ادراری، آنتی‌بیوتیک‌درمانی مناسب، مدیریت درد (شامل بی‌حسی اپیدورال، تجویز اپیوم‌ها)، مایع‌درمانی و محدودیت فعالیت در طول دوره نقاهت می‌باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
